بيوگرافي و ازدواج سوگل طهماسبي و دنياي بازيگري تا مدلينگ +عكس

سوگل طهماسبي از دنياي بازيگري تا مدلينگ
سوگل طهماسبي، بازيگر سينما و تلويزيون هم چنان در اوج است، او از دوران ذبيرستان توانست استعداد بازيگري خودش رابه خوبي نشان دهد و مورد توجه تهيه كننده گان و كارگردانان قرار بگيرد، طهماسبي اينروزها با بازي در سريال بچه مهندس در صفحه تلويزيون مي درخشد. اين بازيگر خونگرم و با استعداد اهوازي يكي از كشف هاي كيانوش عياري است. دراين مقاله به گفتگو درباره زندگي اين بازيگر پرداخته ايم. با ما همراه باشيد.
بيوگرافي سوگل طهماسبي
سوگل طهماسبي متولد 25 بهمن 1364 در اهواز ميباشد.

او فارغ التحصيل رشته گرافيك در تهران است و فوق ديپلم گرافيك داره و دانشجوي انصرافي رشته تدوين است، در مورد خودش اظهار دارد كه يك اهوازي خونگرم هست و تحت هر شرايطي با مردم خوش برخورد ميباشد، او در نوجواني به تهران مهاجرت كرد

عكس كودكي سوگل طهماسبي
خانواده سوگل طهماسبي
سوگل طهماسبي داراي دو خواهر بنام ساغر و سحر و يك برادر بنام سينا است ، پدرش كه يك استاد مينياتور بود سال ها پيش فوت كرده و او در حال حاضر با مادرش زندگي ميكند

عكس سوگل طهماسبي و خواهران و مادرش
مراحل شروع و ادامه بازيگري
بازيگري را در ۸ سالگي و از تئاتر شروع كرد. سوگل ۱۴ ساله بود كه برنده بهترين بازيگر جشنواره استاني در اهواز شد . جشنواره اي كه كيانوش عياري كارگردان مشهور داور آن بود. با دعوت كيانوش عياري براي بازي در سريال روزگار قريب در ۱۶ سالگي به تهران آمد، بعد از ايفاي نقش در چند سكانس از سريال روزگار قريب بلافاصله در سريال يوسف پيامبر هم بازي كرد

يك اهوازي خونگرمم
من هرگز نديده ام يا نشنيده ام كه كسي به اهواز يا كلا جنوب سفر كند و از مردم اين منطقه بد بگويد. مردم خطه جنوب خيلي خونگرم و مهربان هستند و مشهور است كه خاك جنوب دامنگير است. من هم خوشبختانه خصلت خونگرمي را از خانواده ام به ارث برده ام.به گزارش پارس ناز حتي در اوج خستگي و بدترين شرايط هم با مردم خوب و خوش برخورد هستم و اگر كسي را پيدا كرديد كه بشما بگويد سوگل طهماسبي با من برخورد بدي داشت شك نكنيد من نبودم.

ازدواج سوگل طهماسبي
سوگل طهماسبي مجرد است و هنوز ازدواج نكرده. سوگل طهماسبي كه مهمان سومين قسمت برنامه «شيدايي» شبكه دو سيما بود در پاسخ به عبدالله روا مجري اين برنامه در مورد اينكه چرا تا كنون ازدواج نكرده است اظهار كرد: فرصت هاي مناسبي براي ازدواج داشته ام ولي شغل ما بازيگرها به گونه اي است كه هم سخت ميتوانيم انتخاب كنيم و هم ديگران ما را سخت مي پذيرند.
وي با بيان اينكه ترجيح ميدهم همسر آينده ام، همكارم نباشد خاطرنشان كرد: دوست دارم بنشينم ودر مورد دنياي بازيگري با همسرم گفت وگو كنم، مهربان بودن همسرم برايم در اولويت است و اينكه شغل مرا باور كند تا بتوانم بيشتر پيشرفت كنم چون براي رسيدن به اين جايگاه، زحمات زيادي كشيدم. اين بازيگر سينما و تلويزيون عنوان كرد:احساس مي كنم تجارب زيادي هست كه بايد كسب كنيم و بعنوان مثال:
اگر بخواهيم همسر يا مادر خوبي باشيم، بايد تجارب بسياري داشته باشيم ولي ميبينيم ناگهان به سن 30سالگي رسيده ايم. طهماسبي ادامه داد:بايد بگويم تا سال گذشته خيلي جدي به مسئله ازدواج فكر نميكردم ولي حالا كه در آستانه 30سالگي هستم بيشتر به فكر اين موضوع هستم.

مصاحبه با سوگل طهماسبي
آغاز فعاليت هنري سوگل طهماسبي، بازي در تئاتر را از هشت سالگي شروع كردم و تقريباً 14 ساله بودم كه برنده بهترين بازيگر جشنواره استاني شدم. دراين جشنواره آقاي كيانوش عياري داور بودو به مادرم گفت: «سوگل استعداد خوبي براي بازيگري داره، اگر خواستيد به تهران بياييد، به من خبر دهيد. من در حال ساخت يك سريال به نام روزگار قريب هستم و مي تونم در اون سريال به سوگل نقش كوچكي بدم . »
به اين ترتيب من در 16 سالگي به تهران آمدم ودر سريال «روزگار قريب» چند سكانس بازي كردم و بعد ازآن هم بلافاصله در سريال « يوسف پيامبر«ع» » بازي داشتم. از همان جا استارت كارم در حوزه تصوير خورد و تا به حال در چند فيلم سينمايي، سريالهاي تلويزيوني و بيش از 5۰ تله فيلم حضور داشتم؛ تا اينكه براي بازي در سريال «كيميا» دعوت شدم.

پدرم استاد نقاشي مينياتور بود
برنامه روز جمعه ما اين بود كه همه ي خانواده دركنار پدر، مينياتور ميكشيديم. سايت پارس ناز من در هنرستان هم گرافيك خواندم و بعد هم همين رشته را در دانشگاه ادامه دادم. اتكاي من روي دستهايم است و گرافيك دستي بلدم و خيلي با دنياي تكنولوژي امروز آشنا نيستم. فكر ميكنم براي گرافيست بودن آشنايي با چند نرمافزار كامپيوتري كفايت نميكند چون دنياي بسيار گستردهاي است.

سوگل طهماسبي دركنار مزار پدرش
بزرگ ترين تصميم زندگي سوگل طهماسبي تصميم به مهاجرت
تنها ۱۵سال داشتم كه تصميم گرفتم براي زندگي از اهواز به تهران بيايم. درواقع مهاجرت به تهران شايد بزرگترين تصميم زندگي ام بود. سالهاي اول در خانه خواهرم زندگي كردم و بعد از قبول شدن در كنكور و شروع دوران دانشجويي مستقل شدم تا اينكه پس از فوت پدرم، مادرم هم به تهران آمد و حالا باهم زندگي ميكنيم. سالهاي اول ورودم به تهران با اينكه سن كمي داشتم اما همه ي مسووليت و بار زندگي و تصميمگيريهايم بر دوش خودم بود.
خواهرم از رشته تحصيلي من كه گرافيك بودو دنياي بازيگري چندان سررشتهاي نداشت و نميتوانست مرا راهنمايي كند. به گزارش پارس ناز در واقع تا قبل از اينكه تنها و مستقل زندگي كنم هم با اين شيوه از زندگي و سختيهاي آن آشنا بودم. اما خب، بالاخره زندگي مستقل به خاطر تنهايي سخت بودو من اين سختي را چند سال تحمل كردم و خوشحالم همين حالا مادرم كنارم است.

بهترين درسي كه از زندگي گرفتي؟
اينكه به هر شخصي اعتماد نكنم،من خيلي قبل تر از اين دنيا را خيلي سفيد و خوشگل ميديدم و هميشه اين را از زبان بزرگ ترها شنيده بودم كه زندگي به اين زيباي نيست كه فكر ميكني، درسته كه بايد به ديگران اعتماد و خاطرجمعي كرد ولي نه ديگه تا اين حَد! از زندگي ياد گرفتم تا چيزي برايم به يقين كامل نرسيد اعتماد نكنم و زندگي را كمي موشكافانه تر ببينم.

عكس سوگل طهماسبي و پرستو صالحي
دوست داري در كارنامه كاري ات نام چه كساني ديده شود؟
خيلي دوست دارم با كساني كار كنم كه به من ياد بدهند و براي من خروجي خوبي داشته باشد، خيلي دوست دارم يكبار ديگر تجربه بازي با حسين سهيلي زاده نصيبم شود براي اينكه احساس مي كنم او چيزي فراتر از كارگردان است،وقتي كسي خوب است بايد درباره اش خوب هم گفت،حسين سهيلي زاده اعتماد ميكند و نتيجه اعتمادش را هم ميبيند،در سينما خيلي دوست دارم با بيژن ميرباقري،مهدي كرم پور كار كنم

از بين بازيگران خيلي دوست دارم اين سعادت نصيبم شود تا دركنار پرويز پرستويي كار كنم و فقط و فقط ياد بگيرم و مهتاب كرامتي ،اين زن بي نظير است، در فيلم سينمايي ” زندگي خصوصي آقا و خانم ميم” دو سكانس را باهاش بازي كردم و اين قدر اين همبازي شدن به من چسبيد كه دوست دارم اين تجربه يكبار ديگر هم نصبيم شود.

كار فشرده و گريم هاي سنگين
بازيگري شغلي نامنظم و سخت است و يك بازيگر ممكن است با شرايط كار سنگين و بيخوابيهاي مكرر مواجه شود. به خاطر همين توجه به شيوه زندگي مانند تغذيه و ورزش خيلي مهم است. من ممكن است براي بازي دريك نقش تا روزي 12 ساعت روي صورتم گريم داشته باشم؛ بهمين خاطر سعي ميكنم در زندگي شخصيام كمتر آرايش كنم تا كمي به پوستم اكسيژن برسد.
در مورد تغذيه هم سعي ميكنم بيشتر از سبزيجات استفاده كنم؛ البته اگر وقتي براي خوردن شام و ناهار پيدا كنم. تا يكي دو ماه قبل به شكل منظم ورزش مي كردم ولي اين مدت به خاطر مشغلههاي مختلف از ورزش غافل شدم كه در نخستين فرصت جبران خواهم كرد. البته من چون خودرو ندارم سعي ميكنم خيلي از مسيرها را پياده طي كنم تا به نوعي ورزش هم كرده باشم.

بازي در نقش دختري كه 12 سال از من كوچكتر بود
شخصيت نرگس در كيميا در سريال حدود ۱۷ ساله است و من در آستانه 30 سالگي قرار دارم و همين موضوع بازي دراين نقش را سختتر ميكرد. اتفاقا نخستين سكانسي كه بازي داشتم، سكانسي در دبيرستان بودو من يكدفعه خودم را در لباس يك دختر نوجوان و پشت نيمكت مدرسه ديدم كه خيلي برايم جالب بودو البته از اينكه بايد نقش يك دختر مدرسهاي را بازي كنم، كُپ كرده بودم. «مي خندد»
ما روي تكتك ديالوگها و حالات صورتمان كار كرديم تا نقش باورپذير شود. دختران آن دوره در ۱۷، ۱۸ سالگي ازدواج ميكردند چون واقعا به يك پختگي و بلوغ ميرسيدند. دختر ۱۷ ساله دهه ۶۰ با دختر ۱۷ساله امروز خيلي متفاوت است و ما اين موضوع را مدنظر داشتيم.

سوگل طهماسبي در سريال كيميا
كيميا عنوان مجموعه تلويزيوني به كارگرداني جواد افشار است. اين مجموعه علاوه بر تهران، آبادان، خرمشهر و ديگر مناطق استانهاي جنوبي در كشور گرجستان بهويژه پايتخت آن تفليس نيز تصويربرداري داشته است. سوگل طهماسبي دراين سريال ايفاگر نقش نرگس بود.
اين مجموعه تلويزيوني كه براساس فيلمنامهاي از مسعود بهبهاني نيا ساخته شده، با محوريت زندگي بانوي جواني به نام «كيميا پارسا» با بازي مهراوه شريفينيا در سه مقطع زماني قبل و حين انقلاب، آغاز جنگ، دوران جنگ ايران و عراق و زمان حال روايت ميشود.


فيلمهاي سوگل طهماسبي
۱۳۹۱ – چارسو «فرهاد نجفي»
۱۳۹۱ – بزرگمرد كوچك «صادق دقيقي»
۱۳۹۰ – زندگي خصوصي آقا و خانم ميم «سيد روحالله حجازي»
۱۳۸۸ – دختران «قاسم جعفري»
۱۳۸۶ – پرچمهاي قلعه كاوه «محمد نوريزاد»
تله فيلمهاي سوگل طهماسبي
۱۳۹۲ – سرزمين باراني «جواد مزدآبادي»
۱۳۹۱ – عاشقي در وقت اضافه «صمد ياري»
۱۳۹۱ – نيمهشب «سيامك صرافت»
۱۳۹۱ – لباسي براي خدمت «هادي شريعتي»
۱۳۹۰ – كلاس سوم ب «غلامرضا رمضاني»
۱۳۹۰ – دو خرماي نارس «سيد مجيد امامي»
۱۳۹۰ – اين هفت نفر «سيامك صرافت»
۱۳۹۰ – گنجينهٔ پنهان «جواد مزدآبادي»
۱۳۹۰ – كور گره «جمشيد محمودي»
۱۳۹۰ – بوسهٔ باد «حسين عامري»
۱۳۹۰ – برهوت «شهرام شاهحسيني»
۱۳۹۰ – گردنهٔ خان «حسين تبريزي»
۱۳۹۰ – مردان نمكي «سامان سالور»
۱۳۸۹ – سكوت مطلق «جواد مزدآبادي»
۱۳۸۸ – رهايي از زمين «محمد قاسمي»
۱۳۸۸ – دم زري «غلامرضا رمضاني»
۱۳۸۸ – تنهايي رود «عليرضا رزازيفر»
۱۳۸۷ – قبل از غروب «محمدجواد كاسهساز»
كنارهم مي خنديم
سريالهاي سوگل طهماسبي
۱۳۹۵ – بازگشت «حسين عامري»
۱۳۹۵ – گشت ويژه
۱۳۹۵ – برادر «جواد افشار»
۱۳۹۴ – كيميا «جواد افشار»
۱۳۹۱ – ستاره حيات «جواد ارشاد»
۱۳۹۱ – بالهاي خيس «عباس رنجبر»
۱۳۹۰ – مهرآباد «سيد فريد سجادي حسيني»
۱۳۹۰ – ساعت فراموشي «عباس رنجبر»
۱۳۸۹ – فاصلهها «حسين سهيليزاده»
۱۳۸۸ – خانه بي پرنده «كاظم معصومي»
۱۳۸۷ – مثل هيچكس «عبدالحسين برزيده»
۱۳۸۳ – زائرسراي ممتاز «حميد بهمني»
۱۳۸۳ – يوسف پيامبر «فرجالله سلحشور»
۱۳۸۱ – روزگار قريب «كيانوش عياري»
برچسب: ،
ادامه مطلب